ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
21
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
سرازيرى است ، كه پستى و بلندى آن بىنهايت است . بعد به قدر يك فرسنگ صحراست . اما از اول منزل الى لورى همهجا سبز و خرم ، اقسام گلهاى رنگارنگ و گياه غريب كه در ايران ملاحظه نشده ديده مىشد . در ماهورها و پست و بلند راه اشجار بىحد كه اغلب آن به قدر پنجاه شصت ذرع بلندى و دو سه ذرع قطر دارد مىباشد ، و ثمرى ندارد . رودخانهء لورى در وسط راه واقع است . و رودخانهء مذكور بطريق خندق بسيار عميقى كه ديوار و اطراف آن از سنگ يك پارچه بوده باشد به نظر مىآمد . عرض رودخانه تقريبا دويست ذرع و عمق آن « 1 » كه عبارت از سطح زمين الى روى آب بوده باشد به قدر هزار زرع مىنمايد و پل از چوب بستهاند و عبور مينمايند . آب رودخانه به قدر آب رودخانه رنگى كه در ايروان است به نظر مىآيد ، و آب خوشطعم گوارائيست . در وسط راه در كنار همين رودخانه ، در جائى كه عرض و عمق آن زياد از همهجا هست ، قلعهء لورى واقع است . كه به سه سمت بدنهء قلعه ، همين رودخانه حايل است ، و يك سمت كه صحراست ديوار و بروج ساخته شده كه از آثار عثمانلو مىباشد ، جمعى ارامنه و اروس و قليلى از اهل اسلام درآنجا ساكن مىباشند . در بين راه پارسيدن نام اروس با جمعى بزرگان و كدخدايان لورى به استقبال آمدند ، و قريب به منزل ارسينبك ارمنى كه از جانب روس بزرگ طوايف بزچلو و درمورچى « 2 » حسنلو مىباشد ، و اختيار آن سرزمين به كلى با اوست . باملايان و ميرزا و نايب و كلانتر طوايف بزچلو و درمورچى حسنلو با جمعى ديگر به استقبال آمدند و مذكور نمودند كه سردار روس ما را به استقبال مأمور كرده است . و فقراتى از فتح و نصرت روس در دعواى ناپليان و شكست او بيان مىنمودند . بعد وارد منزل گرديده هر كس به هر مكانى كه داشت رفته قرار گرفتند . صاحبى ايلچى بر در چادر توقف ، با جمعى از بزرگان آنها ناهار « 3 » صرف نموده استراحت نمودند . چون فيلهاى هدايا همراه بود و اهالى آنجا نديده بودند ، جمع كثيرى از زنان اروس و ارمنى و گرجى كه بسيار از آنها سربرهنه و گيسها را بالاى سر بسته بودند ، لباس فرنگى پوشيده ، سينه و پستان آنها نمايان بود . بعضى بسيار خوشصورت بودند . بر سر فيلان جمع شده از زير شكم فيل آمد و شد مىكردند ، كه از اينجهت حمل بردارند و آبستن بشوند . و غريبتر اينكه مردان آنها نيز همين طريق مىنمودند و دست بر اعضاى فيل ماليده به سر و صورت خود مىكشيدند و مىگفتند كه البته حال از ما اولاد بهم خواهد رسيد . احتمال دارد كه آن شب در آن مكان چندين هزار مرد با زن به جهت بهمرسيدن اولاد مقاربت كرده باشند . در اين چند منزل كه حضرات روسيه و بزرگان آنها همراه بودند ، سيورسات و اخراجات به قيمت اعلى خريدارى و به مصرف مىرسيد . روزى شف لبديل صاحب اختيار قراكليسا و جمع كثيرى از بزرگان آنها در خدمت صاحبى ايلچى نشسته صحبت ميداشتند . نقل قاعدهدانى و تعارف رسمى از هر طايفه در ميان بود . صاحبى ايلچى مذكور نمودند كه از اهالى يوروپ جماعت انگريز تعارفات را بهتر مترتب دارند و با ايلچيان و اشخاصيكه نزد ايشان آمد و شد مىنمايند بهتر از ساير
--> ( 1 ) - متن : او ( 2 ) - ظ : بايد دميرچى باشد ( 3 ) - متن : بهار